شمارهٔ ۱۴۲
رخ برون از پس نقاب مده
رخ برون از پس نقاب مده
بیش ازین شرم آفتاب مده
خواب خرگوش اگر دهی مارا
جز ازان چشم نیم خواب مده
تشنگان وصال را چو دهی
بجز از راه دیده آب مده
چیست عشوه بهر یکی بوسه
نه خدائی تو؟ کم عذاب مده
دل بصد دوستی ز من بستان
پس سلام مرا جواب مده
با حریفان خویش خوش بنشین
بار ما خود بهیچ باب مده
ما بجان بوسه همی خواهیم
گر نبینی همی صواب مده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.