شمارهٔ ۴۳
خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
ز خیل حسن شاهی باشد آنجا
قبا گرددهزاران خرقه هر جای
که چون تو کج کلاهی باشد آنجا
به باغ ار بگذری سرو خرامان
کم از شاخ گیاهی باشد آنجا
برآن لب چون کند دل دعوی خون
زهر چشمم گواهی باشدآنجا
به کنج عاشقان آ کزتر و خشک
همین اشکی و آهی باشد آنجا
ز راه جاه و حشمت پا برون نه
که درهر گام چاهی باشد آنجا
گرانی برنتابد کویت آن به
که جامی گاه گاهی باشد آنجا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.