راز سخن

شمارهٔ ۱۰۰۹

این چنین خوب و نازنین که تویی

این چنین خوب و نازنین که تویی
نبود هیچ کس چنین که تویی
گر گلستان جنتم بخشند
نروم زان گل زمین که تویی
صحبت جان و تن نیارد تاب
مونس هر دل حزین که تویی
هیچ مرغ دل از تو جان نبرد
باز ازین گونه در کمین که تویی
جامی آخر به داغ دل سوزی
با چنین آه آتشین که تویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.