شمارهٔ ۳۹۱
لبم از خاک پات می گوید
لبم از خاک پات می گوید
تشنه ز آب حیات می گوید
هر که محراب ابروان تو دید
عجلوا بالصلوة می گوید
عقده زلف پیچ پیچ تو را
خرد از مشکلات می گوید
زایر کعبه را مقیم درت
کافر سومنات می گوید
زاهد از ورد خویش می نازد
صوف از واردات می گوید
مست عشق تو ورد و وارد را
حیله و ترهات می گوید
جامی از ترهات بسته زبان
سخن از طره هات می گوید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.