شمارهٔ ۱۲۱
این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
وین چه چشم خوش و خال عجب است
زیر لب نقطه بود رسم چرا
نقطه خال تو بالای لب است
طلب حسن عنایت ز رخت
بنده را غایت حسن طلب است
شکل بالای تو شیرین نخلی ست
که ز نوشین لبت آن را رطب است
بی تو تنها نه شب ماست سیاه
روز ما بین که سیه تر ز شب است
ناید از بی ادبان شیوه عشق
مذهب عشق سراسر ادب است
سگ این در نه کنون شد جامی
عمرها شد که همینش لقب است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.