مثنوی گرگ نامه
۹٠ - آرزو میکرد ملانصردین
آرزو میکرد ملانصردینمُلک دنیا باشدش زیر نگین (۱)
آن یکی بشنید و گفتش ای فلاناز چه خواهی پادشایی جهان؟
گفت ملا: تا نمایم عدل و داداز چه باید ماند تا روز معاد؟ (۲)
در همین جا ، بیسؤالی و جوابمیکنم با خلق ، تسویه حساب
وعدهٔ فردا چرا باید دهم؟کاری از امروز بر فردا نهم؟
آنچه نعمت هست در روی زمینمیکنم قسمت میان آن و این
عدل من گر در جهان جاری شودهر بیابان ، باغ و گلزاری شود
اهل جنّت طالب دنیا شوندشهرت عدل مرا گر بشنوند
****
گفت با ملا: تو دانی عدل چیست؟عدل ، همسانی میان آدمیست (۳)
گر بُوَد در سفرهات یک گِرده ناناز وسط بگذار چاقویی بر آن
با تساوی ده به هر کس سهم اوبی کم و بیش و بدون گفتگو
هر چه باشد از قلیل و از کثیرقسمتش کن بر غنی و بر فقیر
آن به شادی در نغلتد این به غمتپّه و درّه نماند پیش هم
این نباشد مُمتَلی آن یک به جوع (۴)حال گویم از کجا میکن شروع
فرض کن داری دو کیسه پُر ز زرکیسهای باید دهی شخصی دگر
یا اگر داری دو خر ، یک رأس آنهست در تقسیم ، سهم دیگران
حال بنما شمّهای از عدل خویشدر عدالت ، یک قدم بگذار پیش
دفتر انصاف خود را باز کنبذل را از مال خود آغاز کن
کیسهای زر ده به یک درماندهاییا خری بخشا به در رَه ماندهای
گفت ملا: گر عدالت این بُوَدعدل ، زیبنده به نصردین بُوَد
من ببخشم زر بدون گفتگوچون که بخشیدن بُوَد فعلی نکو
لیک نتوانم که از خر بگذرمبهر خر ، گو کس نیاید بر درم!
با عطای خر موافق نیستماین یکی را با خلایق نیستم!
مرد گفتش ای عجب از این سخازر ببخشی ، خر نمیبخشی چرا؟
گفت چون نَبْوَد مرا انبان زر (۵)لیک در اصطبل خود دارم دو خر
چون مرا آن کیسهٔ زر نیستیخود ندانم بخشش زر چیستی
لیک خر دارم و میدانم بهاشخر مگر باشم ، کنم بر کس عطاش!
آنچه را دارم چرا بخشم به کس؟از نداریهام میبخشم و بس!
جهل باشد اینکه از اموال خویشبذل این و آن کنم ، کم یا که بیش
کس کجا داند ، که گر دارم دو خرپای اینها ، گشته عمر من هدر
با چه زحمت مبلغی اندوختمپاره پاره ، وصله وصله دوختم
تا شدم از لطف حق ، صاحب خریحال ، خر بخشم به یک تنپروری؟
***********
۱ - زیر نگین: زیر سلطه و اقتدار - تحت فرمان
کرم کن نه پرخاش و کین آوری که عالم به زیر نگین آوری ( سعدی )
۲ - معاد: قیامت - آخرت - روز معاد: روز قیامت و رسیدگی به اعمال
از چه باید ماند: چرا باید برای امر تقسیم پاداش و نعمت ، تا روز قیامت صبر کرد؟
۳ - همسانی: برابری - مساوات
۴ - مُمتَلی: سیر - شکم گرگان از جیفهٔ کشتگان ممتلی شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی)
۴ - جوع: گرسنگی
۵ - انبان: کیسهٔ چرمی - نوعی زنبیل
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.