شمارهٔ ۴۸۱
توبه زلف از پی آزار دلم شانه کشی
توبه زلف از پی آزار دلم شانه کشی
من از این شاد که دل را به سر شانه کشی
ور زنی شانه به زلف از پی آرایش او
دل ما هست چه منت دگر از شانه کشی
دانه از خال به رخ داری واز گیسودام
مرغ دل را به سوی دام خوداز دانه کشی
چشم مخمور تو از کف دل هشیاران برد
الحذر از می اگر یک دوسه پیمانه کشی
بت پرستان به خدا بت نپرستنددگر
نقش رخسار خود ار بر دربتخانه کشی
هرکه بر پیل تن اسب توببیند رخ تو
مات خواهدشد واو را کش شاهانه کشی
دانی ای شمع که سوزانی وگریان ز چه رو
انتقامی است که ازکشتن پروانه کشی
ای دل از عشق اگر یار بلنداقبالی
باید ار بار تو کوه است که مردانه کشی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.