شمارهٔ ۸۵
خودستایی عیب درویشان بود
خودستایی عیب درویشان بود
لیک اگر پرسی ز فضل اندوزیم
سامری در پیش من گوساله ایست
کزید بیضاست سحر آموزیم
عیسی ام در نطق و از تجرید نیست
سوزنی تا چاک دامان دوزیم
با هنر حرمان عجب داغیست سخت
ای فلک تا کی بحرمان سوزیم
نیستم فیروزه ای چرخ فلک
کز پس مردن دهی فیروزیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.