شمارهٔ ۸۲۹
هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
می مراد حریفان بجام ماست دگر
مه امید چو نوشد بر آسمان مراد
فلک چو حلقه بگوشان غلام ماست دگر
شهان بسایه دیوار ما پناه آرند
بلی همای سعادت بدام ماست دگر
کسیکه می نشنیدی سلام ما از کبر
در انتظار جواب سلام ماست دگر
فروغ بم و فراغ صبوحی ات اهلی
بیمن فاتحه صبح و شام ماست دگر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.