راز سخن

شمارهٔ ۶

واهْ کاکِلْ مشکین به گردِ عِذارکِت

واهْ کاکِلْ مشکین به گردِ عِذارکِت
چون من کشته پشته هر پلی هزارکتْ
سیم پلّهْ ره گرْبَزْه پیچ و تارکتْ
دوُمِ نظرِ عشق به ته لو، طرارکتْ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.