شمارهٔ ۱۷۲
دلا از مردمی بویی نداری
دلا از مردمی بویی نداری
اگر سودای دلجویی نداری
حرامت باد عمر، ار موسم گل
حریفی و لب جویی نداری
چو عنبر لاف زلفش تا کی ای مشک؟
کز این معنی تو هم بویی نداری
تو خوش باش ای ملامت گو، که چون من
دل اندر دست بدخویی نداری
به تیغ هجر، شاهی را میازار
کز او بهتر دعاگویی نداری
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.