راز سخن

شمارهٔ ۱۷۳

با اهل وفا ز هر چه داری

با اهل وفا ز هر چه داری
جز جور و جفا دگر چه داری؟
گفتی، ستم فراق سهلست
بسم الله، از این بتر چه داری؟
بردی دل و دین به چشم جادو
تا چشم هنوز بر چه داری؟
ای پیک دیار آشنایی
از غایب ما خبر چه داری؟
خوش باش به عیب عشق، شاهی
با خود بجز این هنر چه داری؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.