راز سخن

شمارهٔ ۷۷

پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند

پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند
اول نشان به سینه احباب می‌دهند
خاک رهش به مردم آسوده کی رسد
کاین توتیا به دیده بی‌خواب می‌دهند
سیلی میان هر مژه ما را ز روی تست
صد خار را ز بهر گلی آب می‌دهند
مژگان تو که یاری آن چشم می‌کنند
تیغی کشیده در کف قصاب می‌دهند
شاهی به مجلس غم از آن می‌رود ز دست
کش ساقیان دیده می ناب می‌دهند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.