راز سخن

شمارهٔ ۱۷۸۸

مشک بر اطراف مه آورده ای

مشک بر اطراف مه آورده ای
توبه به زیر گنه آورده ای
بر رخ تو کآفت جان من است
از شب یلدا سپه آورده ای
شانه کو گم کرده بر فرق تو ره
مو کشانش رو به ره آورده ای
داده ام از دیده خون، دل خسته ای
خواستم یک بوسه، نه آورده ای
رسم تو آزردن خسرو شده
باز چه رسم تبه آورده ای؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.