راز سخن

شمارهٔ ۱۷۸۷

ای ده یکی ز خوبی تو مه، چگونه ای؟

ای ده یکی ز خوبی تو مه، چگونه ای؟
وز هر دو هفته ماه یکی ده، چگونه ای؟
گفتم رسم در آخر آن مه به نزد تو
آخر رسید، ای صنم، آن مه، چگونه ای؟
تا چند گوییم نرسیده ست گاه وصل
آن گاه نیز می رسد، آنگه، چگونه ای؟
گر چه نپرسیم که چگونه ست حال تو؟
باری توان ز حال من، آگه، چگونه ای؟
ره می روی و در پی تو صد هزار دل
ای برده صد هزار دل از ره، چگونه ای؟
دی بوسه دادیم چو شدم خاک بر درت
امروز خاک بوس در شه چگونه ای؟
آیم به نزد تو، چه خوش آید مرا ز تو
بر خسروت خوش آمدی، ای مه، چگونه ای؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.