راز سخن

شمارهٔ ۷۴۴

ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد

ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
به وفا کوش که از دوست وفا خوش باشد
بی تو، ای گل، سر گلگشت چمن نیست مرا
که تماشای گلستان شما خوش باشد
پرده برگیر ز رخ تا که دعایی بکنم
که به هنگام سحرگاه دعا خوش باشد
گر کند ناز وگر عربده با اهل نظر
چشم مردم کش آن شوخ به ما خوش باشد
گر دلم ریش کند ور جگرم خون سازد
چشم غارتگر آن ترک مرا خوش باشد
دایم از پرورش من آن سرو خوش است
همه خواهند که پرورده ما خوش باشد
خسروا، دیده نگه دار ز دیدار رقیب
که زیان نظر از صحبت ناخوش باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.