19
صنمـا !
صنمـا !
شهد عشق است و من و جلوۀ ماهت؛ صنما !
خسته افتادهام از تیر نگاهت؛ صنما !
یوسف گم شده در وادی غربت بودم
برتر از ماه شدم در دل چاهت؛ صنما !
هیبت جملۀ خوبان و رقیبان جهان
نشکند گوشهای از پشم کلاهت؛ صنما !
خسروان، جمله گدایان درِ کوی تو اَنـد
تا کلاهی ببرند از درِ جاهت؛ صنما !
نظری هم زِ سر لطف به « اِلیـار» نما
تا به شوقی نهد این سر، سرِ راهت؛ صنما !
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.