راز سخن

بخش ۲۳۹ - خنک مردان که سحر او شکستند

خنک مردان که سحر او شکستند

خنک مردان که سحر او شکستند
به پیمان فرنگی دل نبستند
مشو نومید و با خودشنا باش
که مردان پیش ازین بودند و هستند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.