راز سخن

بخش ۱۹۴ - نصیبی بردم از تاب و تب او

نصیبی بردم از تاب و تب او

نصیبی بردم از تاب و تب او
شبم مانند روز از کوکب او
غزالی در بیابان حرم بین
که ریزد خنده شیر از لب او

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.