پیام مشرق
نمایش اشعار صفحه 1 از 3
فهرست اشعار
- بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله
- بخش ۲ - شهید ناز او بزم وجود است
- بخش ۳ - دل من روشن از سوز درون است
- بخش ۴ - به باغان باد فروردین دهد عشق
- بخش ۵ - عقابان را بهای کم نهد عشق
- بخش ۶ - ببرگ لاله رنگ آمیزی عشق
- بخش ۷ - نه هر کس از محبت مایه دار است
- بخش ۸ - درین گلشن پریشان مثل بویم
- بخش ۹ - جهان مشت گل و دل حاصل اوست
- بخش ۱۰ - سحر می گفت بلبل باغبان را
- بخش ۱۱ - جهان ما که نابود است بودش
- بخش ۱۲ - نوای عشق را ساز است آدم
- بخش ۱۳ - نه من انجام و نی آغاز جویم
- بخش ۱۴ - دلا نارائی پروانه تا کی
- بخش ۱۵ - تنی پیدا کن از مشت غباری
- بخش ۱۶ - ز آب و گل خدا خوش پیکری ساخت
- بخش ۱۷ - به یزدان روز محشر برهمن گفت
- بخش ۱۸ - گذشتی تیز گام ای اختر صبح
- بخش ۱۹ - تهی از های و هو میخانه بودی
- بخش ۲۰ - ترا ای تازه پرواز آفریدند
- بخش ۲۱ - چه لذت یارب اندر هست و بود است
- بخش ۲۲ - شنیدم در عدم پروانه میگفت
- بخش ۲۳ - مسلمانان مرا حرفی است در دل
- بخش ۲۴ - به کویش رهسپاری ای دل ای دل
- بخش ۲۵ - رهی در سینهٔ انجم گشائی
- بخش ۲۶ - سحر در شاخسار بوستانی
- بخش ۲۷ - ترا یک نکتهٔ سر بسته گویم
- بخش ۲۸ - بهل افسانهٔ آن پا چراغی
- بخش ۲۹ - ترا از خویشتن بیگانه سازد
- بخش ۳۰ - زیان بینی ز سیر بوستانم
- بخش ۳۱ - برون از ورطهٔ بود و عدم شو
- بخش ۳۲ - ز مرغان چمن نا آشنایم
- بخش ۳۳ - جهان یارب چه خوش هنگامه دارد
- بخش ۳۴ - سکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
- بخش ۳۵ - سریر کیقباد ، اکلیل جم خاک
- بخش ۳۶ - اگر در مشت خاک تو نهادند
- بخش ۳۷ - دمادم نقش های تازه ریزد
- بخش ۳۸ - چو ذوق نغمه ام در جلوت آرد
- بخش ۳۹ - چه میپرسی میان سینه دل چیست
- بخش ۴۰ - خرد گفت او بچشم اندر نگنجد
- بخش ۴۱ - کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
- بخش ۴۲ - نه پیوستم درین بستان سرا دل
- بخش ۴۳ - به خود باز آورد رند کهن را
- بخش ۴۴ - سفالم را می او جام جم کرد
- بخش ۴۵ - خرد زنجیری امروز و دوش است
- بخش ۴۶ - خرد اندر سر هر کس نهادند
- بخش ۴۷ - گدای جلوه رفتی بر سر طور
- بخش ۴۸ - بگو جبریل را از من پیامی
- بخش ۴۹ - همای علم تا افتد بدامت
- بخش ۵۰ - خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
- بخش ۵۱ - دلت می لرزد از اندیشهٔ مرگ
- بخش ۵۲ - ز پیوند تن و جانم چه پرسی
- بخش ۵۳ - مرا فرمود پیر نکته دانی
- بخش ۵۴ - ز رازی معنی قرآن چه پرسی؟
- بخش ۵۵ - من از بود و نبود خود خموشم
- بخش ۵۶ - ز من با شاعر رنگین بیان گوی
- بخش ۵۷ - ز خوب و زشت تو ناآشنایم
- بخش ۵۸ - تو ای شیخ حرم شاید ندانی
- بخش ۵۹ - چو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آب
- بخش ۶۰ - من ای دانشوران در پیچ و تابم
- بخش ۶۱ - میارا بزم بر ساحل که آنجا
- بخش ۶۲ - سراپا معنی سر بسته ام من
- بخش ۶۳ - مگو از مدعای زندگانی
- بخش ۶۴ - اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ
- بخش ۶۵ - وفا ناآشنا بیگانه خو بود
- بخش ۶۶ - مپرس از عشق و از نیرنگی عشق
- بخش ۶۷ - مشو ای غنچهٔ نورسته دلگیر
- بخش ۶۸ - مرا روزی گل افسرده ئی گفت
- بخش ۶۹ - جهان ما که پایانی ندارد
- بخش ۷۰ - به مرغان چمن همداستانم
- بخش ۷۱ - نماید آنچه هست این وادی گل
- بخش ۷۲ - تو خورشیدی و من سیارهٔ تو
- بخش ۷۳ - خیال او درون دیده خوشتر
- بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار است
- بخش ۷۵ - صنوبر بندهٔ آزادهٔ او
- بخش ۷۶ - ز انجم تا به انجم صد جهان بود
- بخش ۷۷ - بپای خود مزن زنجیر تقدیر
- بخش ۷۸ - دل من در طلسم خود اسیر است
- بخش ۷۹ - نوا در ساز جان از زخمهٔ تو
- بخش ۸۰ - نفس آشفته موجی از یم اوست
- بخش ۸۱ - ترا درد یکی در سینه پیچید
- بخش ۸۲ - کرا جوئی چرا در پیچ و تابی
- بخش ۸۳ - تو ای کودک منش خود را ادب کن
- بخش ۸۴ - نه افغانیم و نی ترک و تتاریم
- بخش ۸۵ - نهان در سینهٔ ما عالمی هست
- بخش ۸۶ - دل من ای دل من ایدل من
- بخش ۸۷ - چه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیست
- بخش ۸۸ - کسی کو درد پنهانی ندارد
- بخش ۸۹ - چه پرسی از کجایم چیستم من ؟
- بخش ۹۰ - به چندین جلوه در زیر نقابی
- بخش ۹۱ - دل از منزل تهی کن پا بره دار
- بخش ۹۲ - بیا ای عشق ای رمز دل ما
- بخش ۹۳ - سخن درد و غم آرد ، درد و غم به
- بخش ۹۴ - نه من بر مرکب ختلی سوارم
- بخش ۹۵ - کمال زندگی خواهی بیاموز
- بخش ۹۶ - تو میگوئی که آدم خاکزاد است
- بخش ۹۷ - دل بیباک را ضرغام رنگ است
- بخش ۹۸ - ندانم باده ام یا ساغرم من
- بخش ۹۹ - تو گوئی طایر ما زیر دام است
- بخش ۱۰۰ - چسان زاید تمنا در دل ما