راز سخن

شمارهٔ ۵۵۷

جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد

جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
در این بهار صبا عندلیب خواهد شد
ز چشم مست تو دیدیم کافرستانی
که سینه بتکده و دل صلیب خواهد شد
وفا صبور تخلص دل اضطراب لقب
چها میان قرار و شکیب خواهد شد
شود اگر همه مرهم کبود کاغذ چرخ
چه زخمها که به حسرت نصیب خواهد شد
گرفتم اینکه شود مهربان زمانه اسیر
کدام زخم دلم را طبیب خواهد شد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.