راز سخن

شمارهٔ ۳۹۱

لاله به کف جام دمیدن گرفت

لاله به کف جام دمیدن گرفت
سبزه سر زلف رسیدن گرفت
جشن گل و عید بیابان رسید
هر که دلی داشت دویدن گرفت
وحشتم این بار ز جا کنده بود
دل سر زنجیر رمیدن گرفت
ذره و خورشید به آهنگ زد
پاس ادب گوش شنیدن گرفت
جام جم آیینه شهرت گداخت
حیرت ما ساغر دیدن گرفت
تا سخن لعل لبی گفت اسیر
آب گهر شور چکیدن گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.