راز سخن

شمارهٔ ۲۴۵

هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد

هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد
ایزد در خرانه رحمت برو گشاد
زین میکده هر آنکه بتحقیق بوی برد
برخاک پای پیر خرابات سرنهاد
با اهل حق طریق ارادت کسی سپرد
کو در ازل زلطف خدا بهره ور فتاد
هر کس که زنده از دم عیسی و شی نشد
انسان مخوان که هست بمعنی کم از جماد
گر عافی بدان که گدائی بکوی فقر
بهتر بود ز سلطنت ملک کیقباد
پا در طریق اهل طریقت کسی نهد
کو آستان فقر بدنیا و دین نداد
بی شک طفیل اهل کمالند هر که هست
بشنو اسیریا که همین است اعتقاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.