راز سخن

کافر عشق

کافر عشقم و توحید غمت در پیش است

کافر عشقم و توحید غمت در پیش است
صبر رنجور ورا محنت پیش از بیش است
آیۀ مهر تو جاری شده در زمزم دل
غم حدیثی است که در سینۀ پاک اندیش است
آسمان زمزمۀ عشق تو بارید مگر
آسمان آینه گردان دل درویش است
آنچه در عقدۀ دل همسفر اشک نبود
تیر آهی است که از محنت او در کیش است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.