راز سخن

شمارهٔ ۱۴۲

از رهی روی بگردان و برو

از رهی روی بگردان و برو
دامن مهر بر افشان و برو
مکن آن عشق، ز سر تازه بپای
مبر آن عهد به پایان و برو
که تو را گفت که سرگردان باد
کزفلان روی بگردان و برو
سر بزن خسته دلان را مگذار
هم چنین بی سروسامان و برو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.