شمارهٔ ۱۴۳
ای در دل و جان سواری تو
ای در دل و جان سواری تو
شیران جهان شکان شکاری تو
در پای در آرد عافیت را
بیداد بدستیاری تو
وی دشمن جان من جهانی
جرمم همه دوستداری تو
عهدی است میان ما و لیکن
موقوف بر استواری تو
کاری است بزرگ عشق خاصه
در نوبت خرد کاری تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.