شمارهٔ ۱۰۷
از همه عالم خریدار توام
از همه عالم خریدار توام
باورم کن عاشق زار توام
پای بر کار دل من می نهی
گرچه میدانی که بر کار توام
چند گوئی دامنم خواهی گرفت
پس بگیرم عاشق زار توام
دوش در هنگامه زلفت شکافت
جیب دعوی چشم طرار توام
طیلسان خواجکی بر هم درید
بر میان عشق زنار توام
گر ندارم کیسه بیع و شری
خاکروب گرد بازار توام
ای بخاک افکنده آزرمی بدار
نیست باری، ترک آزار توام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.