شمارهٔ ۳۸
دوستی یکدل و دمساز نماند
دوستی یکدل و دمساز نماند
مونس محرم و همراز نماند
تاز ده بر هدف سینه ما
چرخ را هیچ یک انداز نماند
گر یکی راست زبانی چوعیار
که چو زر در دهن کز بماند
گرچه ز آسایش در روی زمین
نای کردار جز آواز نماند
هم نماند غم و محنت باکس
جاودان چون طرب و نازنماند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.