راز سخن

شمارهٔ ۶۵٣

ای خداوندی که اندر دفع فاقه جود تو

ای خداوندی که اندر دفع فاقه جود تو
آن اثر دارد که اندر دفع صرصر پوستین
بنده‌ای کز مهر تو بودست دائم پشت گرم
چون روا داری که سرما افتدش در پوستین
باد دی‌ماهی به صد سختیش خواهد کند پوست
زآن سبب کش نیست الا پوست در بر پوستین
گر نپوشی پوستینش می‌نگردد پشت گرم
تا بپوشد از بره خورشید خاور پوستین
پوستینی هست از اقبالت ولی با بنده نیست
چون من اینجایم چو سودم جای دیگر پوستین
گرچه شیر بیشه فضلم ولی از باد دی
این زمانم هست چون روباه در خور پوستین
بنده را دریاب تا عمری بپایی در خوشی
ماه‌های آن فزون از موی‌ها بر پوستین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.