بخش ۱۳ - نامۀ دوم از زبان معشوق
کای هرزهدرای بادپیمای
کای هرزهدرای بادپیمای
وی شیفتهرای بی سروپای
از خیل کهای تو را چه نام است
کاندر سرت این خیال خام است
جای تو کدام سرزمین است
گمره شدۀ رهت نه این است
مقصود تو چیست از کجایی
در دام غم که مبتلایی
سودای که در سرت فتادهاست
این داغ که بر دلت نهادهاست
از جام محبت که مستی
دل در خم طرۀ که بستی
مهر که فکند در دلت جوش
سودای که برد از سرت هوش
از شوق که گشتهای بدینسان
آشفته و بیدل و پریشان
از زلف کدام عنبرین خال
سودازده گشتهای بدین حال
خورشید رخ کدام مهوش
در خرمن هستیات زد آتش
زین گونه بلا که ره به در نیست
برگرد که جز ره خطر نیست
کآنان که به عشق دل سپردند
هر چند که رنج بیش بردند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.