بخش ۱۴ - غزل
در عشق به جز بلا ندیدند
در عشق به جز بلا ندیدند
جز درد دل و عنا ندیدند
چندانک پی وفا سپردند
غیراز ستم و جفا ندیدند
گشتند به تیغ غصه مقتول
در فرقت و خونبها ندیدند
جان و دل خویش را زمانی
از محنت و غم رها ندیدند
در دست بلای عشق خود را
جز عاجز و مبتلا ندیدند
گشتند بسی درین بیابان
سرگشته و رهنما ندیدند
بسیار درین طلب بمردند
از درد دل و دوا ندیدند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.