شمارهٔ ۳
لقمان فرزند خویشتن را از در پند گفت: چهار هزار سال چهار هزار پیغمبر را چاکری کردم. هشت چیز از گفتار و کردار ایشان فرا گرفتم، بنیوش و کاربند باش تا پیش بنده و خداوند ارجمند مانی:
لقمان فرزند خویشتن را از در پند گفت: چهار هزار سال چهار هزار پیغمبر را چاکری کردم. هشت چیز از گفتار و کردار ایشان فرا گرفتم، بنیوش و کاربند باش تا پیش بنده و خداوند ارجمند مانی:
چون در نماز باشی دل خود با خدای دار. هرگاه به خوان و خورش دست یازی گلوی خود را پاس اندیش زی. چون با مردم در میان باشی پاس زبان دار. هرگاه در خانه بیگانه شوی فراپوش دیده خود را. زنده جاوید و مرگ بی زنهار را از یاد مبر. نیکی خویشتن را به مردم و بدی مردم را درباره خود فراموش ساز.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.