راز سخن

بخش اول

شمارهٔ ۱۳۲

ای از بر من دور همانا خبرت نیستکز مویه چو موئی شدم از ناله چونالی

سعید را گفتم آن بخت مسعود را از ورود مملوک خویش خبرده که پس از دیدار آقا بزم بندگان را به مقدم میمون خود مقام محمود دارد. بعد معلوم افتاد که تازه به عیادت فرموده اند، و وقت دلجوئی ارباب ارادت و اصحاب عبادت نیست استغفرالله، بیت:

اختیار خود داری هر چه می کنی جاناگر به خضر جان بخشی ور کشی مسیحا را

به دلخواه خود حرکت کن.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.