شمارهٔ ۱۲۹ - پاسخ نامه ای است که به دوست جوانی نگاشته (جواب نامه قبلی است)
چراغ دوده و فروغ دیده؛ نامه زیبانگار رنگین گفتار که از در آزمون نگارش رفته، دوده جان پرورش دیده را سرمه سائی کرد، و انجمن دل را چون جام جمشید و آئینه خورشید روشنائی بخشود. بی خوش گوئی و دلجوئی نه چندان خوب نگاشته که کسی را زبان ستایش باشد و یا چون زیبائی خدادادش نیازی به آرایش. به خواست بار خدا اگر روزی یک نامه به همین راه و روش بر نگاری تا شش ماه دیگر یکی از نویسندگان صابی رنگ صاحب سنگ خواهی شد، مصرع: بدست باش که کاری به جای خویشتن است.
چراغ دوده و فروغ دیده؛ نامه زیبانگار رنگین گفتار که از در آزمون نگارش رفته، دوده جان پرورش دیده را سرمه سائی کرد، و انجمن دل را چون جام جمشید و آئینه خورشید روشنائی بخشود. بی خوش گوئی و دلجوئی نه چندان خوب نگاشته که کسی را زبان ستایش باشد و یا چون زیبائی خدادادش نیازی به آرایش. به خواست بار خدا اگر روزی یک نامه به همین راه و روش بر نگاری تا شش ماه دیگر یکی از نویسندگان صابی رنگ صاحب سنگ خواهی شد، مصرع: بدست باش که کاری به جای خویشتن است.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.