شمارهٔ ۱۱۱ - به میرزا حسن مطرب نگاشته
تاکنون سه چهار بار، بار اندیش دیدار سرکاری آمده ام، و هر بار بی بهره و ناکام باز شده. چون دست مهر گریبان گیراست و پای دلبستگی در زنجیر، هم باز به بوی خجسته دیدار گرامی سرور پای از سر خواهم ساخت و پیشگاه مینو فرگاه را چار اسبه پی سپر خواهم زیست. اگر فر فیروزی بزم سرکاری دست داد و دمی دو پایگاه ستادن را نشستی خواست، بارخدا را سپاس اندیش و ستایش گزار خواهم بود، و چنانچه باز هم به دستور گذشته ناکامی رست و ترکجوش هوس خامی آورد هم به فرمان درویشی بر گردن آسمان و اختر بسته ساز گله و زبان را به یاوه درائی های زنانه گسسته لگام ویله نخواهم داشت.
تاکنون سه چهار بار، بار اندیش دیدار سرکاری آمده ام، و هر بار بی بهره و ناکام باز شده. چون دست مهر گریبان گیراست و پای دلبستگی در زنجیر، هم باز به بوی خجسته دیدار گرامی سرور پای از سر خواهم ساخت و پیشگاه مینو فرگاه را چار اسبه پی سپر خواهم زیست. اگر فر فیروزی بزم سرکاری دست داد و دمی دو پایگاه ستادن را نشستی خواست، بارخدا را سپاس اندیش و ستایش گزار خواهم بود، و چنانچه باز هم به دستور گذشته ناکامی رست و ترکجوش هوس خامی آورد هم به فرمان درویشی بر گردن آسمان و اختر بسته ساز گله و زبان را به یاوه درائی های زنانه گسسته لگام ویله نخواهم داشت.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.