راز سخن

شمارهٔ ۳

به ناله تا نفسم آه صبحگاه گرفت

به ناله تا نفسم آه صبحگاه گرفت
زمین به ناله درآمد زمانه آه گرفت
فتوح مملکت دل که صد سپاه نکرد
هجوم نرگس مستت به یک نگاه گرفت
از آن زمان که خطت گرد بدر هاله کشید
به سینه طشت همی می زنم که ماه گرفت
فقیه گفت که یغما پیاله می گیرد
بلی گرفت و به فرمان پادشاه گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.