شمارهٔ ۸۶
زور دستان بنهد زال صفت زار آید
زور دستان بنهد زال صفت زار آید
هر که در رزمگه رستم سردار آید
اولین تاز و گزندی که به سهراب رسید
به تهمتن ز تو در پهنه پیکار آید
شوکت چشم سیه را چه زیان از خط سبز
رستم آن است که با خیمه زنگار آید
هر کجا روی کنی طره به دوش از پس و پیش
گل به خرمن برود مشک به خروار آید
خال هندوت به خون تن و جان بر زده چنگ
تا چه ها بر دل از این هند جگر خوار آید
ماه و سروت به نظاره رخ و بالا شب و روز
آن به روزن در و این بر سر دیوار آید
خطّ محسن ، لقب از آن نمکین شکَّر یافت،
سگ بلی پاک شود چون به نمک زار آید
چهر و ابروت بسم واسطه شرط است امان
هر که با مصحف و شمشیر به زنهار آید
مرد میدان غم رستم سردار منم
رخش باید که همی حامل این بار آید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.