راز سخن

شمارهٔ ۲۰۸

مه ما هست چارده ساله

مه ما هست چارده ساله
شد از او شیخ و شاب در ناله
آسمانسوخت ز آتش خورشید
هست در منقل جهان ناله
دل ز خال وصال او برداشت
محنت و درد عشق را ژاله
تا رسیدم بوصل آن مه دوش
بود خورشید و چرخ در ناله
کوهیا در سرای آن گل روی
آمد از سنگ و خاک او لاله

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.