راز سخن

شمارهٔ ۷

ما نمی بینیم جز ذات خدا

ما نمی بینیم جز ذات خدا
گر نمی بینی تو خود با ما بیا
ما و من جز اختیاری بیش نیست
صادق و کاذب بود صوت و ندا
بگذر از تقلید کانجا ظلمت است
هست در تحقیق صد نور و صفا
من انی گفت در سید نگر
تا شنیدم آیت ثم استوا
دیدمش چون ماه تابان نیمه شب
گفت آن سلطان که کوهی مرحبا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.