راز سخن

شمارهٔ ۳۲۴ - وله ایضا

ایا حرّی که دستت گاه بخشش

ایا حرّی که دستت گاه بخشش
چو ابر بهمنست از سیم پاشی
شکاری کرده ام امروز زیبا
چنان کز سیم سروی بر تراشی
ولیک از شرم رویم می نماید
از آن تارک که خود دانی تحاشی
گرم تو یک صراحی می فرستی
ز روی دوستی و خواجه تاشی
فتوحی کم از وگردد میِسر
چنان باشد که تو خود داده باشی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.