راز سخن

شمارهٔ ۲۶۱ - این قطعه در مدح صدر جمال الدّین گوید و او را وسیلت بخدمت شمس الدّین خوارزمی کند

مجلس محترم جما الدّین

مجلس محترم جما الدّین
ای هنر او شمایل تو بیان
چون تویی پایمرد اهل هنر
کار کی کن مرا اگر بنوان
راوی شعر من تو بو دستی
هم تو اکنون جواب آن بستان
شعر را نیست پیش کس حرمت
پس از این ما و آیت قرآن
بطریق نیابت خادم
نه ز روی اشارت و فرمان
بامدادی که کرده باشی غسل
پاک و پاکیزه گشته از عصیان
بر مخدوم شمس الدین در رو
خدمت من بحضرتش برسان
عذر تقصیر من بخواه ، آنگاه
گر بود هیچگونه فرصت آن
دست برهم نه و یکی آیت
ز اوّل هل اتیک بروی خوان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.