راز سخن

شمارهٔ ۲۲۵ - ایضا له

ای جبین تو مطلع اقبال

ای جبین تو مطلع اقبال
وی جناب تو مقصد آمال
بنده را رسمکیست بر دیوان
رسمکی افت خیز و حال بحال
داشتم پار روزة حرمان
لیکن امسال نیست عزم وصال
من و گندم که رسم سال منست
بر سبیل مناوبت هر سال
رسم باشد که در جوال شود
از من و او یکی علی الاجمال
پار من رفتم ، ار تو فرمایی
گندم امسال در شود به جوال
خود گرفتم که رسم من غبّ است
بیگمان سال نوبتست امسال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.