راز سخن

شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا له

هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست

هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست
اندرین روزگار بی حاصل
کلک را گو برو به اب سیاه
تو و آن کو به فضل شد مایل
گر شود تیر جعبۀ مریّخ
تیر چرخ آن زمان شود مقبل
ز احتراق و رجوع باز رهد
ور بر مشتری کند منزل
دست در نیزه زن که در این دور
نیست بی نیزه رونق عامل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.