شمارهٔ ۱۷۶ - ایضا له
سرورا عرضها نمی باید
سرورا عرضها نمی باید
که به دست سخن بسوده شود
شعر آیینه ییست کاندر وی
صورت حالها نموده شود
هر کجا تخم مردمی کارند
خوشۀ شکر از آن دروده شود
زنگ این ننگ از صحیفه نام
نه همانا که خود ز دوده شود
هر که از شاعران طمع دارد
به کدامین زبان ستوده شود؟
بس که نا گفتنی شود گفته
هر کجا این سخن شنوده شود
هیچ عاقل به خویش نپسندد
هر چه از مال ما ربوده شود
هست نقصان عرض و وصمت جاه
مال کز سیم ما فزوده شود
زشت نبود که آن که کان دارد
به گدایی به خاک توده شود
چه گشاید ترا از آن صندوق
که به حرف هجا گشوده شود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.