راز سخن

شمارهٔ ۱۵۲ - وله ایضا

از رضی الملک الحق شرمساری حاصلست

از رضی الملک الحق شرمساری حاصلست
بس که اندر حقّ من لطف و کرم‌ها می‌کند
لیک تا فصل خزان آغاز دم سردی نهاد
گوییا کآن دم سرایت با تن ما می‌کند
در خوی خجلت غرق گردد سراپایم همی
کز تو خادم‌زاده رسم خود تقاضا می‌کند
گرچه اندر خدمت تو این سخن جزوی بود
گر تو دستوری دهی بگذارمش تا می‌کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.