شمارهٔ ۲۶ - وله ایضا
هر که در احمقی تمام بود
هر که در احمقی تمام بود
خلق گویند مغز خر خوردست
گر چنین است مجد قزوینی
مغز تنها نه مغز و سر خوردست
مغز و سر چیست؟ کو خری چرمه
با همه آلت سفر خوردست
....خر هم در آن میان بودست
چون خری از خران نر خوردست
در سرش مغز نیست پنداری
مغز او را خری دگر خوردست
نفرستاد ارمغانی من
مگرش این حدیث در خوردست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.