راز سخن

شمارهٔ ۸۳۲

گه می خوانی مرا و گه می رانی

گه می خوانی مرا و گه می رانی
عاجز کردی مرا ز سرگردانی
چون می نبری مرا چرا می خوانی ؟
کز پای من آمدن نیاید دانی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.