راز سخن

شمارهٔ ۶۳۱

تا سوز تو از میان جان بنشانم

تا سوز تو از میان جان بنشانم
بنشینم و شمعی بمیان بنشانم
چون آرزوی قدّ توام برخیزد
سروی بمیان بوستان بنشانم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.