راز سخن

شمارهٔ ۵۵۱

خاک سر کوی آن بت مشکین خال

خاک سر کوی آن بت مشکین خال
می بوسیدم دوش باومید وصال
پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت
می خور غم ما و خاک در لب می مال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.