راز سخن

شمارهٔ ۳۴۲

با چشم تو باد چشم عبهر بکند

با چشم تو باد چشم عبهر بکند
سودای تو مرغ عقل را پر بکند
ور گل نه باندام کند خدمت تو
هم باد صباش پوست از سر بکند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.